يكي از برجستهترين شاهكارهاي اوليهٴ زبان ايتاليايي كتاب تقسيمات كشورهاست
كه فرانچسكو بالدوتچي پگولتي از مردم فلورانس آن را درحدود سال 1340 تأليف كرد و آن تركيب غريبي است از جغرافياي بازرگاني و حساب و از ويژگيهاي زمان و مكان خودش بهشمار ميرود.
آثار علمي به معني اخص آن كم است؛ چند ترجمهٴ گمشده از زوتچرو بنچيوني (كسي كه گفته ميشود اولين بار تفاوت ميان v بيصدا و صدادار را تشخيص داد)، رسالهٴ مجهولالموٴلفي دربارهٴ حساب، رسالهٴ حساب يا كوبوي فلورانسي و رسالهٴ حساب پائولو داگوماري. اين زياد نيست، ولي از حد انتظارمان كمتر هم نيست، چون موقعيت زبان لاتيني در مقام زبان علمي به همان اندازهٴ جنبهٴ تقدس آن محفوظ مانده بود. هر قدر هم كسي زبان تازه را ميستود، دليلي براي بهرهگيري از آن براي منظورهاي علمي وجود نداشت، چون خوانندگان علوم اندك بودند و داراي ذهني لاتيني.
اوضاع و احوال مناسب براي پيدايش زباني تازه عبارت است از: نخست، برتري لهجهاي در ميان لهجههاي رقيب؛ دوم، وجود شاهكارهايي كه به عظمت آن اختصاص يافته باشد. اين شرايط براي زبان ايتاليايي تأمين شده بود. در سايهٴ تأثير فردريك دوم و دربارش در سالرنو چندي يك لهجهٴ ايتاليايي جنوبي مطلوب واقع شد، ولي پس از مرگ فردريك در سال 1250، لهجهٴ توسكاني چيرگي يافت و در پايان قرن اين لهجه كاملاً رايج شده بود
(مقدمه، 2، 1433). كمديالاهي همان شاهكار ضروري بود كه لهجهٴ توسكاني را اعتلا بخشيد تا قادر به ماندن و مداومت باشد. تعدادي آثار ديگر بقاي آن را تثبيت كردند، آثاري كه در نوع خود عالي بودند، ولي كمدي دانته و اشعار پترارك عاملهاي اوليه به شمار ميآيند.
زبانهاي شبه جزيرهٴ اسپانيا (4 تا 7)
4. كاستيلي (اسپانيايي)
وحدت زبانشناختي در شبهجزيرهٴ اسپانيا به اندازهٴ ايتاليا موفقيتآميز نبود و اين را نميتوان تنها ناشي از عوامل سياسي دانست، چون نبودن وحدت سياسي در هر دو كشور حالت يكساني داشت. اينكه تفاوت ميان مثلاً كاستيلي و پرتغالي فاحش نبود، از آنجا معلوم ميشود كه آلفونسوي دهم فرزانه (سيزدهم ـ 2)، از استادان نثر كاستيلي، اشعار خود را به لهجهٴ گاليسي ميسرود، كه به پرتغالي نزديكتر بود تا به اسپانيايي جديد. پس آلفونسو از بنيانگذاران هر دو زبان و ادبيات اسپانيايي و پرتغالي است. بايد فرض كرد كه نيروهاي مركزگريز، خواه داراي منشأ اجتماعي بودند يا زباني، در شبه جزيرهٴ اسپانيا نيرويي بيش از ايتاليا داشتند.
موٴلف برجستهٴ كاستيلي در عصر مورد بحث ما شاهزاده دن خوان مانوئل بود. او نويسندهاي